من نگاهتو می خواستم که قشنگ ترین غزل بود صحبت از فاجعه ی عشق با من از روز ازل بودمن یه عاشق غریبم با دلی خون و شکسته اشک من اشک غروبه رو تن پیچک خسته
آخ که چشمات چه قشنگ بود با غزل های نگاهت آب می شد دلی که سنگ بودآخ که چشمات چه قشنگ بود
چه قشنگ بود حرف چشمات با نگاه عاشق منکاش می موند همیشه باادامه مطلب
وباز هـم عشـق و باز هـم دلتنگـی و باز هـم روزهای پـاییزی صدای قدمـهایم را میشنـوی صدای قلبـی که برای تو میتپد را میشنـویچه حس غریبیست در من و من از تو دور و تو ازمن دورتر و این فاصله ها طناب داریست که هر لحظه گلــــــویم را فشار میـــدهاهنگهـای عاشـــــــق نم باران بوی کاهگل بوی عشق و حسی نا تـــمامادامه مطلب